تبليغاتX
mazozo

mazozo

بهترین اسمی که صدا شدم

دوستی می گفت ماموری از نیروی انتظامی شاکی شده بود.لب به دشنام باز کرد که: "...(رکیک)...(باز هم).به (تو مناسبتر است) این قانون که تو نمی تونی از بسیجیه حقت رو بگیری به منه بدبخت فحش می دی" حالا شده حکایت برخی از دوستان ما.

برادر من ! خواهر من ! عصبانی هستی من هم. تو بیشتر. قبول. حتما تو بیشتر عصبانی هستی ولی عقلا می گویند این دلیل مناسبی نیست که استدلال یا تحلیل تو (به خاطر عصبانیت بیشترت) از من قوی تر یا درست تر باشد.

فکر نمی کنم این که تو کتک بیشتری خورده ای دلیلیست که من هم شتاب زده عمل کنم. کمی صبر کنیم.بایستیم. بیشتر فکر کنیم.شاید همراه شدیم.

چیز نوشت اول : به خدا اگه کسی شروع کند به سر ناسازگاری گذاشتن که من هم چماق به دستم و از این دست حرفها ناراحت خواهم شد . من فقط می گویم تامل بیشتری کنیم. فقط همین

چیز نوشت ثانی: به کسی گفتم یعنی پرسیدم که چرا جانباز ها سهمیه دانشگاه دارند؟ تشر زد که تاحالا در گرمای پنجاه درجه پای مصنوعی با خود حمل کردم یا خیر؟




+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 0:51  توسط رضا  | 

 

اولا می گم که ...ها؟ اسم یه بلاگ این بود. می خواهم برهنه حرف بزنم. مسنجر. آپ.اپلای. مرد. دوشنبه.بیست و هفت. سیال. ته نشین. کنج. جوجه. هر صفحه اش. هستی از ما. کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.بیست و چهارم.آن دو نفر .آخه برینمت کون نشور. بی ادب. تفهیم. پل. آتی ساز. سورمه ای.خود هرزه پنداری. هرزه اندیشی شدن. هرزه نگاری. بخمیاز. این ورا ؟ماورا.هه هه هه. مستعد. مخفی.تا حالا کسی نشنیده بود که ازین  ورا تشریف نمی آورید. بیانیه. آزمون و خطا نمی کنی. سید چای بریزم. هه.هه.بیست و نه روز. ساعد پا. تبرج.کفر دروغ پنج سال محکوم شده. خسرو.بادبادک. دیگه اسب سواری نمی کنی. قربانت. حال و هوا.فکر کردم باید پنجاه صفحه رو نوشته باشی.برنامه ای نداره.ضمیر ها آزار دهنده زیاد گنگ و شخصیات ها زیاداند.کم اند. پرداخت.باز نویسی. بازیابی قوای از دست رفته. پسی. ناراحت.بی جنبه.می گم که...ها.بستنی خورده بودید نگرفتم.قبلا ها صرع داشتم.الهه ی معصیت تهران قدیم.پری بلنده.خواب.خواب.خواب.خواب.خواب.یک دو سه چهار.منتظرتم. دی شیخ با چراغ همی گشت دور شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست. تاکید می کنم.روی انسان.انسانم آرزوست.تایپ دو انگشتی.بیست و دو سه و پنج. ااااااه آدما تا کجای هم رو فکر می کنند.ببخشید خانوم چند کیلویید شما.خجالتی وای مامانم اینا. اسمش رو نیار که خسته شدم ازش. همین داداش؟.تخته.پنجاه.شرمنده.رانندگی.کلاس تعلیم رانندگی من شیش ماه طول کشید نه چون بلد نبودم.دعوام شد.کی برد؟کی خستست.کی می گه زندون بده.باران می بارد امشب.دلم غم دارد امشب.داس.زیر زمین.پشت جلد.چند صفحست؟پانزده.ادب.خاله سوسکه.حسن کچل.لاله.حمید.دوچرخه.چرا شماره تخلیه چاه انقدر رنده.چرا شماره های رند رو که می گیری نمیان چاه توت رو تخلیه کنن.مدیونی جان چی.همین هم خوب چیزیه ها.فارسی یادم می ره.آپارتایت. مشروطه.اشکلر قهوه سی.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 19:19  توسط رضا  |