تبليغاتX
mazozo

mazozo

بهترین اسمی که صدا شدم

 

احساس بدی راجع به وبلاگم دارم پیدا می کنم .چراش رو نمی دونم توبودی چی کار می کردی؟نمی خوام ببندمش پس شروع می کنم از سر خط از

Mazozo

زندگی شاید برا من همینه..زنگ می زنه خونه. قبل از سلام میگه چرا خونه نبودی؟ می گی من که خونم. ساکت می مونه...دوباره شروع می کنی حرف زدن.می زاری به حساب "ولنتاین".چیه؟هر کی یه دوستی داره. راست می گه خب مجید" کبوتر با کبوتر..." بعد کلی حرف زدن که هیچی نمی فهمی و فقط حس می کنی می ری موبایت رو بر می داری... ۳ تا missاز خونه دایی داری.

موبایلت رو داری سیر می کنی.عرش رو...عکس

Mazozo 

افتاده توش.غرق می شی...مدتهاست داری نگاه می کنی.یهو همه چی سیاه می شه:

۰۱:۳۴

می ترسی.

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 16:49  توسط رضا  | 

 

یادمه بچه نبودم یه همبازی پیدا کردم که ۲ سال ازم کوچک تر بود ۴-۵ سالش بود.یروز ظهر از تراس یک کاکتوس  ورداشتم بردم تو حیاط که باهاش بازی کنیم.دوتایی روی پاهامون نشسته بودیم و با کاکتوس بازی می کردیم آخه مامان اون هم بدش میومد که لباس بچه اش کثیف شه...توپ یکی از بچه های حیاط اومد پیش ما.

همبازی جدید من توپ رو بیشتر از کاکتوس داشت.

کاکتوس ها شدن همبازیام.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 13:19  توسط رضا  | 

 

 

20-20=69+49-سلام-باید یه برنامه بریزم-30ام-8ام-طشت گذاری- چرا بیدار شدی؟-قرصها کجاست؟-کیش-قطار-بلیط-هواپیما-علی-قطار-مهدی فرشچیان-پیمان پدیدار-مغناطیس-برف-طالقانی-2تا4-بیداری؟-  صف نونواییه-حداقل صورتت رو می شستی-به خدا-سفر بی خطر-مامانت خوبه-نوین-بیا یه دست-  چاربرگ بزنیم

ازین پسره چه خبر؟-ببین من تو هر رابطه یه بار ناراحت می شم-مامان حالا جدی ظرفشویی برا تمدد اعصاب خوبه؟- به شرطی که تمیز بشوری-بیا یه دست حکم ببرمت-حاجی دوباره قلبت درد می کنه ها-وای بستن-باز کردن-هورا-بستن-اه-باز شد-هورا-به خدا صدای اون نیست-ببخشید آقای سراج-سراج-حالا هر خری که هستی-آقا می شه یه برگه سفید بیارین-بتادین بزن بند نمیاد-دسته سفید-تو براش گفته نتونی-بتپی مجنون شوی تباه شوی-

inan onoon da yanina kalmaz-yak botoon photograph laroon-ببخشید آقای سراج-خواهش می کنم-بابات چی گفت؟اصول حسابداری-ببخشید-وقتتون رو گرفتم-خیلی وقته نمی خورم-جدی؟ اسالم یادته؟اون جا که سوار خاور شدیم-امروز چقدر حرفش شد! الا یادش-بعد ازین با خود باش یاد تو مارا بس-می دونی ایرادت چیه؟تو فکر می کنی فقط خودت از شستن قاشق چنگال بدت میاد- کاش می شد فقط با لیوان و بشقاب غذا خورد-خب باشه ولی چرا هیچ چیز نمی گین؟-تو هنوز بعد این همه نفهمیدی من بهت نمی تونم توضیح بدم؟-رضا نمی تونی ها- شاید-سر چی؟-به خدا نندازیش سوار نمی شم-تا بعد عید-موبایلت توقیف تا آدم شی- هادی بیخیال جون من-تا اول اسفند-فروردین-اسفند-فروردین-باشه-خنده تلخ-به بابات بگو رفیقم نیست-برو گمشو-گیج شدم-نمی تونم بخونمش07=AW-آها..حالا اگه گوریله ادا دراورد چی؟-ببین هیچی نگفتن تو داره اذیتم می کنه-من که ولت نمی کنم-کوچه چهارم؟ نه

SIL GOZ YASHLAROON SAKIN AGHLAMA

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 20:41  توسط رضا  | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 12:20  توسط رضا  | 

 

یک ساعت با هم حرف زدیم.هر چی گفت رو نقض کردم.همش دلیلای مذخرف دهن پرکن آوردم تا قانع شد که اون الان داره چرت می گه.خب؟

حالا

آخرش برگشته می گه باشه برو به کارت برس پول تلفنتم زیاد نیاد.. یعنی سوختم ها

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 10:28  توسط رضا  | 

 

۱- اون مطلبه بود... نمی دونم چرا ولی پارش کردم. خیلی بود.. خیلی هم دوسش داشتم ولی پارش کردم.شاید چون خیلی دوسش داشتم.

۲-یادته گفتم تا حالا شده دیر برسی؟ همه ترسم این بود که دیر برسم. خنده داره.داشتم می رسیدم که یهو یکی از پشت زد تو سرم ۱۰ روز خواب بودم دیر رسیدم.باز به معرفتش وقتی بیدار شدم مونده بود.عجله داشت.می خواست بره.یه روز با هم بودیم.فقط یه روز.

۳-تیک  تاک  تیک  تاک  تیک  تاک  تیک  تاک. ....بووووووووووووووووق :به همین راحتیه

۴-ببین اصلا دوست ندارم راجع به این داستان باهات حرف زنم. مگه نسبیت نخوندی؟؟؟ اصلا دستگاهامون نسبت به هم نا لخته.

۵-حالا توپ تو اون زمینه...منتظرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 12:1  توسط رضا  |