سلام
در کمال مسرت و با غرور اعلام می کنم.
اولین شماره نشریه مدرسه(که من توش کار می کنم) دراومد.
سخت بود ولی می ارزید
۱۵ ساله که نشریه در میاد...وقتی اول راهنمایی بودم واسش می نوشتم.الان براش می نویسونم. هر چی نیگاه می کنم میبینم وقتی تو سن پارسا هستیم همه چی فوق العادست...وقتی می رسیم به مبین بازم خوبه هنوز فوق العادست... mazozo هم که کارش درسته. حتی وقتی دبستانیم .بچه های راهنمایی با تمام شیطنت هاشون صاف صافند...از این جا به بعد یکم سخته فقط 5-6تا از بچه های دبیرستان بچه موندند و قابل دوست داشتن...
الان : خیلی وقتها فقط زورم می رسه به خودم فحش بدم..
چرا این جوری می شیم.مگه چقدر بزرگ شدیم که برا هم جا نداریم؟
تا کجا قراره بزرگ شیم
