تبليغاتX
mazozo

mazozo

بهترین اسمی که صدا شدم

 

 

سلام

در کمال مسرت و با غرور اعلام می کنم.

اولین شماره نشریه مدرسه(که من توش کار می کنم) دراومد.

سخت بود ولی می ارزید

۱۵ ساله که نشریه در میاد...وقتی اول راهنمایی بودم واسش می نوشتم.الان براش می نویسونم. هر چی نیگاه می کنم میبینم وقتی تو سن پارسا هستیم همه چی فوق العادست...وقتی می رسیم به مبین بازم خوبه هنوز فوق العادست... mazozo هم که کارش درسته. حتی وقتی دبستانیم .بچه های راهنمایی با تمام شیطنت هاشون صاف صافند...از این جا به بعد یکم سخته فقط 5-6تا از بچه های دبیرستان بچه موندند و قابل دوست داشتن...

الان : خیلی وقتها فقط زورم می رسه به خودم فحش بدم..

چرا این جوری می شیم.مگه چقدر بزرگ شدیم که برا هم جا نداریم؟

تا کجا قراره بزرگ شیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 11:38  توسط رضا  | 

 

تیم مقابل نوشته که:

"تازگی می ترسم سایۀ خودم هم واسم جفپا بگیره"

اولا که با این که تیم مقابله ولی خیلی می خوامش و نمی زارم کسی واسش جفپا بگیره.

حالا یه چیزی : اگه  واقعا سایه خودم برام یا براش جفپا بگیره چی؟؟؟

منی که از جفپا گرفتن بدم میاد...از کجا معلوم به خاطر جفپا هایی که قبلا گرفتم الان جفپا برام نمی گیرن؟

کلا سعی داشتم بپرسم: از کجا خواهم توانست دانست که اتفاقات امروز نمرات بد دیروز است یا امتحانات امروز یا درس های فردا؟

شاید هر۳ ؟  نه!

این جریانات پاپ و کلاسیک دوباره داره برام تداعی می شه...کمک!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 11:29  توسط رضا  | 

 

مجبور بودم بخونم.۷۰تا هم با چنگ و دندون گرفتم.

ولی اگه این دست آخریه "آس دل" دست یارم نباشه یاسا می شم.

همه چیمو می بازم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 9:7  توسط رضا  |