من تابستان را دوست دارم چون در تابستان به دانشکده نمی روم. من دانشکده ام را دوست دارم ولی چون دانشکده با من مهربان نیست...در تابستان کذشته من سعی کردم از اوقات بطالتم به نحو احسنت بقیه را شریک کنم.ولی خیلی نشد زیرا که با دستور رئیس مدرسه در دبستان مدرسه مشغول به کار شدم یعنی برای اوقات بطالتم وقت تنگ شد...
میوه ی مورد علاقه ی تابستان رفتن به گردش با دوستان عزیز دانشکده ای ودبیرستانی بود. من در تابستان به زور و تدبیر پویا به بسیاری کوه رفتیم وسه هفته انسان خوبی بودم.
من کار کردن برای شرکت آداک را دوست ندارم چون دهن آدم را صاف می کند ومعلوم نیست امین پول بدهد یا نه! من در تابستان دوستان زیادی پیدا کردم وبسیاری از دوستانم را به خوبی یعنی این که بهتر از قبلا شناختم. چون که حیوان تابستان کلاغ است.آن هم جوجه ی کلاغ آن هم جوجه ی کلاغ زشت.کلاغ کارش این است که دروغ می گوید وخبر چینی می کند و منقار خود را در چشم من فرو می کند.من کلاغ را دوست نمی دارم.
تابستان هوا گرم می کند
من فردا باید بروم دانشکده یمان ولی واقعا میترسم. من فردا نمی روم دانشکده یمان.من شاید پس فردا بروم دانشکده یمان.من دوست دارم با پدرم یا مادرم یا رضازاده بروم به دانشکده یمان چون بچه هامرا اذیت نکنند.
من فردا رادوست ندارم.چون فردا من را به یاد دیروز ها می اندازد.
