تبليغاتX
mazozo

mazozo

بهترین اسمی که صدا شدم

کاغذ-تفاوت-نمی دونستم-پیش بینی-تنفر-شاید تقریبا-نامردی-نامردمی-تنهایی-می ترسیدم-پاپ-پاپ-پاپ-یکی کلاسیک بود-الان؟-موند-نموند-موند...-باز می ترسیدم-اون نمی دونست-دردسر -اس ام اس-دردسر-دل-دردسر-موتوری-شماره-آرمین-مواظب باش-بازم خواب افتادن دندون-بابا-مرد-دوسش دارم-ایمان-فرهاد-بلیط-امیر-سارا-سولماز-می خنده-درس۳-پرشیا طوسی-چشه؟-دونه دونه نگاه تو منو...-بیگ بنگ-آروم- بی صدا-پیشرفت-یادش بخیر بچه گیم-حیاط-توپ-بازی-مرد-دبستان-راهنمایی-دبیرستان-یه پیشرفت تلخ-دانشگاه-خدایا!یاد گرفتم دیگه نگم چرا من؟-دروغ-به کجا چنین شتابان؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 12:29  توسط رضا  | 

عید هم اومد.

ولی اینم یه جورایی می لنگه.مثل بقیه مهمونی ها مثل تلفن هایی

 که بابا میزنه مثل مشهد رفتن من مثل خیلی چیزها مثل خیلی وقتها


خب سخته... خیلی


نمی دونم مزوزو شاید به خاطر بافت خانوادگی یا یه چیز شبیه این

باشه.شاید.

شاید به قول یه احمقی خانواده ی ماabnormal یا

حتی خیلی بدتر از اون باشه.ولی من عاشق همینم  نمی دونم حتی

حاضرم حق رو به اون بدم.


سال تحویل که می شد بابا زنگ میزد."اشغاله.خب حتما دایی زنگ

زده.آره.حق اونه" خدایااین خواهر و برادر چقدر همدیگرو دوست

داشتن...می دونی شاید بخاطربچگی های سختشون بوده.باباتو تو

4-3سالگی ازدست بدی مامانتم مجبور به ازدواج بشه تو پیش عموت

باشی برادرت پیش خالت


خب سخته... خیلی


آها گرفت..."سلام حاج خانم"


امسال دایی اومده پیشمون تنها نباشیم !


عیدتون مبارک    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 11:51  توسط رضا  |